تبلیغات
<*BlogTitle*> "/> یک شب بارانی
یک شب بارانی
اولین نیستیم....ولی بهترینیم....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

سلام به وبلاگ یک شب بارانی خوش آمدید


وای باران، باران؛

؛

شیشه پنجره را باران شست .

از دل من اما،

 چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

 

آسمان سربی رنگ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

وای، باران،

باران،

پر مرغان نگاهم را شست .

 

مدیریت وبلاگامیرسالاربیگلری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391


 


To mesl baroon paizi mimoni


Ke adam baiad panjere ro baz kone


Az tooy khone tamashat kone


Va zibatarin pantomime donya ro negah kone


Dost dashtan barooon onjast ke khoshhal shodanesh .Khosh hal shodanete.


 azizam ay shakhey hamkhon joda mandey man


Asman onja chon to ra darad behtarin asman donyast


Man dar in goshey donya asmani bar saram nist 


Behtarin lahze donya onjast ke kenar to ziiir barooon to ro nafas bekesham


Age kenaret boodam kalamat behtari vase harf zadan entekhab mikardam .akhe kalamat behtar jomle hay behtari misazan .age kenaret bodam tooy mashin ahang mizashtim baham mikhondim . Aslan har ahangi ke to dost dashti mizashtim . Age kenaret boodam baham film midim har filmi ke to dost dashti ya comedy mididim ya hata tarsnak .ke to betarsi man movazebet basham .


Age kenaret boodam ba ham ghaza mikhirdim .


2 taee baham ghaza dorost mikardim


Albate age to dorost mikardi


Midonestam dari khoshmaze tarin ghazay donya ro mipazi .


Age kenaret boodam miraftim ghadam mizadim kenar ham age kenaret boodam


Nafas bood


Khande bood


Setare bood


Tab bood .


Khoda bood .


 azizam be donbal khoda nagard .


Khoda dar biaboon hay khali az ensan nist .


Khoda dar jadehay tanhay bi enteha nist.


Khoda dar negah montazer kasi ast ke be donbal khabari az toost .


Khoda dar labkhandi ast ke ba negah mehraboon to jani dobare migirad.


Khoda dar dasti ast ke komak mikoni .


Dar ghalbi ast ke shad mikoni


Dar labkhandi ast ke be lab miari


 


Jaeest ke to nafas mikeshi ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 1 اسفند 1396


ز خاک من اگر گندم برآیداز آن گر نان پزی، مستی فزاید
خمیر و نانِوا دیوانه گرددتنورش بیت مستانه سَراید
اگر بر گور من آیی زیارتتو را خَرپشته‌ام رقصان نماید
مَیا بی‌دف به گورم، ای برادر!که در بزم خدا غمگین نشاید
زَنَخ بَربَسته و در گور خفتهدهان افیون و نقل یار خاید
بِدَرّی زآن کفن، بر سینه بندیخراباتی ز جانت درگشاید
ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستانز هر کاری به لابد کار زاید
مرا حق از می عشق آفریدستهم‌آن عشقم اگر مرگم بساید
منم مستی و اصل من مِی عشقبگو از می بجز مستی چه آید
به بُرج روحِ شمسِ‌الدین تبریزبِپَرّد روح من، یک دم نپاید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 22 تیر 1395


فردا اگر بدون تو باید به سر شود


فرقی نمی کند شب من کی سحر شود


شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست


بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود


رنج فراق هست و امید وصال نیست


این"هست و نیست"کاش که زیر و زبر شود


رازی نهفته در پس حرفی نگفته است


مگذار درد دل کنم و دردسر شود


ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند


دیگر قرار نیست کسی با خبر شود


موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است


بگذارگفتگو به زبان هنر شود


 


نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم


 


دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا?


 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395

زندگی تر شدن پی درپی . زندگی آب تنی کردن

در حوضچه اکنون است

رختها را بکنیم

آب در یک قدمیست.

روشنی را بچشیم.

شب یک دهکده را وزن کنیم .

خواب یک آهو را

گرمی خانه ی لک لک را ادراک کنیم

و

نگوییم شب چیز بدیست

و

نگوییم شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 دی 1394

بگذار برایت بگویم آخرش چه می شود...

مثل همه رابهط های عاطفی من و تو هم قید هم دیگر را می زنیم، .. بعد یک کم ، شاید هم کمی بیشتر از یک کم

غصه می خوریم و بعد کم کم همه چیز  از یادمان می رود

همه چیز که نه، ولی خیلی چیزها یادمان می رود....

بعدش لابد طبق نظر خانواده ها و همانطور که در کتاب های علوم اجتماعی اول دبیرستانمان خوانده بودیم وتصمیم می گیریم به جای ازدواج عاشقانه یک ازدواج معقول و منطقی داشته باشیم و بگویم " گور بابای عشق" و با کسی که وضع مالی و خانوادگی و تحصیلی اش بهتر از ازدواج کنیم.

بعدش به آن زندگی مان هم عادت می کنیم،

من برای شوهرم آرایش می کنم، قورمه سبزی می پزم ، جریان معصومه خانم اینا ها را تعریف می کنم و غش غش می خندم

و تو برای زنت گل میخری و پشت سر همکارت حرف می زنی و غش غش می خندی

بعد ترش هم لابد بچه دار می شویم...بعد هی قربان صدقه بچه هایمان می رویم

من پسرم را می گذارم کلاس کامپیوتر و استخر، بعد وقتی می روم دنبالش با مامان دوستش که لابد اسمش رامبد است دوست می شوم و بعد با هم رفت و آمد خانوادگی پیدا می کنیم و بهمان خوش می گذرد

و اصلاً هم یاد تو نمی افتم

تو هم حتما دخترت را می گذاری کلاس ژیمناستیک و زبان ، بعد به زنت تاکید می کنی که هر روز برود دنبال بچه و بعد هی برای دخترت از این پیرهن های چین دار رنگی می خری و عین خیالت هم نیست که من اصلاً وجود دارم یا نه......

می بینی......؟ ما به همین سادگی به همه چیز عادت میکنیم

بعد بچه هایمان بزرگ تر می شوند، پسرم روز تولدش از رامبد یک جوجه تیغی هدیه می گیرد و اسمش را می گذارد مظفر بعد من یکهو یک بمب توی سرم منفجر می شود........

یادم می آید که اسم خیابانتان مظفر بود و ما چقدر خاطره خصوصی داشتیم توی خیابان مظفر

بعد هر بار که پسرم می خواهد مظفر را صدا کند یا بهش غذا بدهد یا هر کوفت دیگری، من هزار تا از این بمب ها منفجر می شود توی سرم

ولی کم کم به این هم عادت می کنم...

طوری که شنیدن مظفر زیاد هم فرقی به حالم نداشته باشد.

تو هم دخترت بزرگ می شود، آن موقع لابد دخترها از ده سالگی ابرو بر می دارند،

بعد دخترت یک روز بدو بدو می آید پیشت و ابروهای برداشته اش را نشانت می دهد و تو یک دفعه جا می خوری

و می بینی که چقدر دخترت شبیه من شده به جای مادرش، .... و هی هزار تا خاطره روی سرت آوار می شود اما به این هم عادت می کنی

حتی به دیدن هر روزه دخترت.... ولی این بار عادت کردنمان با همیشه فرق دارد 

این فراموش شدن چند ساله لعنتی راه هم فراموش می کنیم ، و هی تقی به توقی که میخورد یاد هم می افتیم...

بعد آن روزها یکی پیدا می شود که آهنگ معین را بازخوانی کند و ما می نشینیم پای تلویزیون و با یک غصه پنهانی نگاه می کنیم

عادت می کنیم به شنیدین این آهنگ و بعد شاید پسر من برود توی وبلاگش بنویسد:

" فکر کنم مامان روزی معشوقه پسری بوده که آهنگ معین را برایش خوانده"

شاید هم دختر تو برود توی وبلاگش بنویسد:

" بابا حتما در جوانی اش دختری را دوست داشته که شبیه دختر توی کلیپ بازخوانی شده معین است"


ما به آن زندگی لعنتی هم عادت می کنیم

شاید نوع عادتش فرق داشته باشد ولی عادت می کنیم

نگران نباش..........






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 دی 1394
دقت کردین جملات وارونه چگونه است ؟
(( گنج )) (( جنگ)) مى شود ، (( درمان)) (( نامرد)) و        (( قهقهه)) (( هق هق )) !!! ولى (( دزد)) همان (( دزد)) است (( درد )) همان (( درد )) است و (( گرگ)) همان (( گرگ)) ... ارى نمی دانم چرا (( من )) (( نم)) زده است و (( یار ))      (( راى)) عوض كرده است ، (( راه)) گویى (( هار )) شده ، و (( روز )) ب (( زور )) میگذرد ، (( اشنا)) را جز در (( انشا )) نمیبینىى و چه (( سرد)) است این ((درس)) زندگى ، اینجاست ك (( مرگ)) برایم (( گرم )) میشود چرا كه           (( درد )) همان (( درد )) است ..
 دلم (( آرامش))وارونه میخواهد. . .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 2 دی 1394


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

دانلود آهنگ