تبلیغات
<*BlogTitle*> "/> یک شب بارانی

یک شب بارانی

اولین نیستیم....ولی بهترینیم....

امیرسالار

سلام به وبلاگ یک شب بارانی خوش آمدید


وای باران، باران؛

؛

شیشه پنجره را باران شست .

از دل من اما،

 چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

 

آسمان سربی رنگ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

وای، باران،

باران،

پر مرغان نگاهم را شست .

 

مدیریت وبلاگامیرسالاربیگلری
comment fab icon
comment fab icon

رنج فراق هست و امید وصال نیست...


فردا اگر بدون تو باید به سر شود

فرقی نمی کند شب من کی سحر شود

شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست

بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود

رنج فراق هست و امید وصال نیست

این"هست و نیست"کاش که زیر و زبر شود

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است

مگذار درد دل کنم و دردسر شود

ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند

دیگر قرار نیست کسی با خبر شود

موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است

بگذارگفتگو به زبان هنر شود


نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم


دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا؟

comment fab icon
comment fab icon

لذت های زندگی :)

زندگی تر شدن پی درپی . زندگی آب تنی کردن

در حوضچه اکنون است

رختها را بکنیم

آب در یک قدمیست.

روشنی را بچشیم.

شب یک دهکده را وزن کنیم .

خواب یک آهو را

گرمی خانه ی لک لک را ادراک کنیم

و

نگوییم شب چیز بدیست

و

نگوییم شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.

comment fab icon
comment fab icon

عادت می کنیم :)

بگذار برایت بگویم آخرش چه می شود...

مثل همه رابهط های عاطفی من و تو هم قید هم دیگر را می زنیم، .. بعد یک کم ، شاید هم کمی بیشتر از یک کم

غصه می خوریم و بعد کم کم همه چیز  از یادمان می رود

همه چیز که نه، ولی خیلی چیزها یادمان می رود....

بعدش لابد طبق نظر خانواده ها و همانطور که در کتاب های علوم اجتماعی اول دبیرستانمان خوانده بودیم وتصمیم می گیریم به جای ازدواج عاشقانه یک ازدواج معقول و منطقی داشته باشیم و بگویم " گور بابای عشق" و با کسی که وضع مالی و خانوادگی و تحصیلی اش بهتر از ازدواج کنیم.

بعدش به آن زندگی مان هم عادت می کنیم،

من برای شوهرم آرایش می کنم، قورمه سبزی می پزم ، جریان معصومه خانم اینا ها را تعریف می کنم و غش غش می خندم

و تو برای زنت گل میخری و پشت سر همکارت حرف می زنی و غش غش می خندی

بعد ترش هم لابد بچه دار می شویم...بعد هی قربان صدقه بچه هایمان می رویم

من پسرم را می گذارم کلاس کامپیوتر و استخر، بعد وقتی می روم دنبالش با مامان دوستش که لابد اسمش رامبد است دوست می شوم و بعد با هم رفت و آمد خانوادگی پیدا می کنیم و بهمان خوش می گذرد

و اصلاً هم یاد تو نمی افتم

تو هم حتما دخترت را می گذاری کلاس ژیمناستیک و زبان ، بعد به زنت تاکید می کنی که هر روز برود دنبال بچه و بعد هی برای دخترت از این پیرهن های چین دار رنگی می خری و عین خیالت هم نیست که من اصلاً وجود دارم یا نه......

می بینی......؟ ما به همین سادگی به همه چیز عادت میکنیم

بعد بچه هایمان بزرگ تر می شوند، پسرم روز تولدش از رامبد یک جوجه تیغی هدیه می گیرد و اسمش را می گذارد مظفر بعد من یکهو یک بمب توی سرم منفجر می شود........

یادم می آید که اسم خیابانتان مظفر بود و ما چقدر خاطره خصوصی داشتیم توی خیابان مظفر

بعد هر بار که پسرم می خواهد مظفر را صدا کند یا بهش غذا بدهد یا هر کوفت دیگری، من هزار تا از این بمب ها منفجر می شود توی سرم

ولی کم کم به این هم عادت می کنم...

طوری که شنیدن مظفر زیاد هم فرقی به حالم نداشته باشد.

تو هم دخترت بزرگ می شود، آن موقع لابد دخترها از ده سالگی ابرو بر می دارند،

بعد دخترت یک روز بدو بدو می آید پیشت و ابروهای برداشته اش را نشانت می دهد و تو یک دفعه جا می خوری

و می بینی که چقدر دخترت شبیه من شده به جای مادرش، .... و هی هزار تا خاطره روی سرت آوار می شود اما به این هم عادت می کنی

حتی به دیدن هر روزه دخترت.... ولی این بار عادت کردنمان با همیشه فرق دارد 

این فراموش شدن چند ساله لعنتی راه هم فراموش می کنیم ، و هی تقی به توقی که میخورد یاد هم می افتیم...

بعد آن روزها یکی پیدا می شود که آهنگ معین را بازخوانی کند و ما می نشینیم پای تلویزیون و با یک غصه پنهانی نگاه می کنیم

عادت می کنیم به شنیدین این آهنگ و بعد شاید پسر من برود توی وبلاگش بنویسد:

" فکر کنم مامان روزی معشوقه پسری بوده که آهنگ معین را برایش خوانده"

شاید هم دختر تو برود توی وبلاگش بنویسد:

" بابا حتما در جوانی اش دختری را دوست داشته که شبیه دختر توی کلیپ بازخوانی شده معین است"


ما به آن زندگی لعنتی هم عادت می کنیم

شاید نوع عادتش فرق داشته باشد ولی عادت می کنیم

نگران نباش..........


comment fab icon
comment fab icon

آرامش وارونه ...

دقت کردین جملات وارونه چگونه است ؟
(( گنج )) (( جنگ)) مى شود ، (( درمان)) (( نامرد)) و        (( قهقهه)) (( هق هق )) !!! ولى (( دزد)) همان (( دزد)) است (( درد )) همان (( درد )) است و (( گرگ)) همان (( گرگ)) ... ارى نمی دانم چرا (( من )) (( نم)) زده است و (( یار ))      (( راى)) عوض كرده است ، (( راه)) گویى (( هار )) شده ، و (( روز )) ب (( زور )) میگذرد ، (( اشنا)) را جز در (( انشا )) نمیبینىى و چه (( سرد)) است این ((درس)) زندگى ، اینجاست ك (( مرگ)) برایم (( گرم )) میشود چرا كه           (( درد )) همان (( درد )) است ..
 دلم (( آرامش))وارونه میخواهد. . .
comment fab icon
comment fab icon

زود گذشت ...

زود گذشت اون روزای خوب زود گذشت
اون روزا که بین منو تو فقط عشق بود" گذشت
خنده هام با تو رفتو دیگه هیچوقت برنگشت
حالا نمونده چیزی برام جز تنهایی و اشک

هرآهنگی رو گوش میدم نمیشه مثه لالایی تو
هر راهی رو بی تو میرم آخر سربالاییه خب
همه جا بوی عشق میگرفت وقتی باد به موهات میخورد
حتی یه لبخند تو منو روی ابرا می برد

هیچکس تورو اونجوری که من اسمتو صدا میزدم صدا نمیزنه
کی حاضره که تو هرشرایطی کوتاه بیاد دلت نشکنه
آهنگ قلبتو میشنیدم میخوندم از نگات حرفاتو
کنارت حالم خوب و خوش بود مهم بودم انگار با تو
نبودنت همش گریه شد شور بود طعم رفتنت
غروب جمعه فقط جمعه نیست تمام روزای هفتمه
ندیدی خوبیای منو تو مغرور شدی
هرچقدر که نزدیکتر شدم دور شدی

این خونه بی تو یخ کرده
دستام بی تو چقد سرده
کاش گرمای تو برگرده
اینجا
این خونه بی تو یخ کرده
دستام بی تو چقد سرده
کاش گرمای تو برگرده
بیا

♫♫♫

چرا همه میگن از دل میره وقتی یه نفر از دیده میره
دل من چرا از وقتی نیستی صدبار بیشتر پیشت گیره
تویی که دوتا چشمات میگفت یه روزی نباشم می میره
حالا موندم که چطور هرشب راحت خوابت میگیره

تو صدام پُره درده زمستون نیست ولی هوا سرده
بین اینهمه آدم چشمام دنبالت میگرده
تو به من بد کردیو شکستی قلب مردیو
که هنوز توی تنهاییش منتظره عشقش برگرده

حالا من موندمو شب هایی
که نمیاد صدایی از جایی

حالا من موندمو شب هایی
که پُر شده از تنهایی

این خونه بی تو یخ کرده
دستام بی تو چقد سرده
کاش گرمای تو برگرده
اینجا
این خونه بی تو یخ کرده
دستام بی تو چقد سرده
کاش گرمای تو برگرده
بیا

comment fab icon
comment fab icon

پرسه....

 میدونم یه وقتائی دلت برام تنگ میشه



  تو خیابونو نگاه میکنی از، پشت شیشه



  اونکه از پشت درختا میگذره ، شاید منم



    که دارم تنهائی با یاد تو پرسه میزنم
comment fab icon
comment fab icon
یک شب بارانی
اولین نیستیم....ولی بهترینیم....
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

سلام به وبلاگ یک شب بارانی خوش آمدید


وای باران، باران؛

؛

شیشه پنجره را باران شست .

از دل من اما،

 چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

 

آسمان سربی رنگ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ .

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

وای، باران،

باران،

پر مرغان نگاهم را شست .

 

مدیریت وبلاگامیرسالاربیگلری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391


فردا اگر بدون تو باید به سر شود

فرقی نمی کند شب من کی سحر شود

شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست

بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود

رنج فراق هست و امید وصال نیست

این"هست و نیست"کاش که زیر و زبر شود

رازی نهفته در پس حرفی نگفته است

مگذار درد دل کنم و دردسر شود

ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند

دیگر قرار نیست کسی با خبر شود

موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است

بگذارگفتگو به زبان هنر شود


نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم


دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 15 فروردین 1395

زندگی تر شدن پی درپی . زندگی آب تنی کردن

در حوضچه اکنون است

رختها را بکنیم

آب در یک قدمیست.

روشنی را بچشیم.

شب یک دهکده را وزن کنیم .

خواب یک آهو را

گرمی خانه ی لک لک را ادراک کنیم

و

نگوییم شب چیز بدیست

و

نگوییم شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 25 دی 1394

بگذار برایت بگویم آخرش چه می شود...

مثل همه رابهط های عاطفی من و تو هم قید هم دیگر را می زنیم، .. بعد یک کم ، شاید هم کمی بیشتر از یک کم

غصه می خوریم و بعد کم کم همه چیز  از یادمان می رود

همه چیز که نه، ولی خیلی چیزها یادمان می رود....

بعدش لابد طبق نظر خانواده ها و همانطور که در کتاب های علوم اجتماعی اول دبیرستانمان خوانده بودیم وتصمیم می گیریم به جای ازدواج عاشقانه یک ازدواج معقول و منطقی داشته باشیم و بگویم " گور بابای عشق" و با کسی که وضع مالی و خانوادگی و تحصیلی اش بهتر از ازدواج کنیم.

بعدش به آن زندگی مان هم عادت می کنیم،

من برای شوهرم آرایش می کنم، قورمه سبزی می پزم ، جریان معصومه خانم اینا ها را تعریف می کنم و غش غش می خندم

و تو برای زنت گل میخری و پشت سر همکارت حرف می زنی و غش غش می خندی

بعد ترش هم لابد بچه دار می شویم...بعد هی قربان صدقه بچه هایمان می رویم

من پسرم را می گذارم کلاس کامپیوتر و استخر، بعد وقتی می روم دنبالش با مامان دوستش که لابد اسمش رامبد است دوست می شوم و بعد با هم رفت و آمد خانوادگی پیدا می کنیم و بهمان خوش می گذرد

و اصلاً هم یاد تو نمی افتم

تو هم حتما دخترت را می گذاری کلاس ژیمناستیک و زبان ، بعد به زنت تاکید می کنی که هر روز برود دنبال بچه و بعد هی برای دخترت از این پیرهن های چین دار رنگی می خری و عین خیالت هم نیست که من اصلاً وجود دارم یا نه......

می بینی......؟ ما به همین سادگی به همه چیز عادت میکنیم

بعد بچه هایمان بزرگ تر می شوند، پسرم روز تولدش از رامبد یک جوجه تیغی هدیه می گیرد و اسمش را می گذارد مظفر بعد من یکهو یک بمب توی سرم منفجر می شود........

یادم می آید که اسم خیابانتان مظفر بود و ما چقدر خاطره خصوصی داشتیم توی خیابان مظفر

بعد هر بار که پسرم می خواهد مظفر را صدا کند یا بهش غذا بدهد یا هر کوفت دیگری، من هزار تا از این بمب ها منفجر می شود توی سرم

ولی کم کم به این هم عادت می کنم...

طوری که شنیدن مظفر زیاد هم فرقی به حالم نداشته باشد.

تو هم دخترت بزرگ می شود، آن موقع لابد دخترها از ده سالگی ابرو بر می دارند،

بعد دخترت یک روز بدو بدو می آید پیشت و ابروهای برداشته اش را نشانت می دهد و تو یک دفعه جا می خوری

و می بینی که چقدر دخترت شبیه من شده به جای مادرش، .... و هی هزار تا خاطره روی سرت آوار می شود اما به این هم عادت می کنی

حتی به دیدن هر روزه دخترت.... ولی این بار عادت کردنمان با همیشه فرق دارد 

این فراموش شدن چند ساله لعنتی راه هم فراموش می کنیم ، و هی تقی به توقی که میخورد یاد هم می افتیم...

بعد آن روزها یکی پیدا می شود که آهنگ معین را بازخوانی کند و ما می نشینیم پای تلویزیون و با یک غصه پنهانی نگاه می کنیم

عادت می کنیم به شنیدین این آهنگ و بعد شاید پسر من برود توی وبلاگش بنویسد:

" فکر کنم مامان روزی معشوقه پسری بوده که آهنگ معین را برایش خوانده"

شاید هم دختر تو برود توی وبلاگش بنویسد:

" بابا حتما در جوانی اش دختری را دوست داشته که شبیه دختر توی کلیپ بازخوانی شده معین است"


ما به آن زندگی لعنتی هم عادت می کنیم

شاید نوع عادتش فرق داشته باشد ولی عادت می کنیم

نگران نباش..........






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 دی 1394
دقت کردین جملات وارونه چگونه است ؟
(( گنج )) (( جنگ)) مى شود ، (( درمان)) (( نامرد)) و        (( قهقهه)) (( هق هق )) !!! ولى (( دزد)) همان (( دزد)) است (( درد )) همان (( درد )) است و (( گرگ)) همان (( گرگ)) ... ارى نمی دانم چرا (( من )) (( نم)) زده است و (( یار ))      (( راى)) عوض كرده است ، (( راه)) گویى (( هار )) شده ، و (( روز )) ب (( زور )) میگذرد ، (( اشنا)) را جز در (( انشا )) نمیبینىى و چه (( سرد)) است این ((درس)) زندگى ، اینجاست ك (( مرگ)) برایم (( گرم )) میشود چرا كه           (( درد )) همان (( درد )) است ..
 دلم (( آرامش))وارونه میخواهد. . .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 2 دی 1394

زود گذشت اون روزای خوب زود گذشت
اون روزا که بین منو تو فقط عشق بود" گذشت
خنده هام با تو رفتو دیگه هیچوقت برنگشت
حالا نمونده چیزی برام جز تنهایی و اشک

هرآهنگی رو گوش میدم نمیشه مثه لالایی تو
هر راهی رو بی تو میرم آخر سربالاییه خب
همه جا بوی عشق میگرفت وقتی باد به موهات میخورد
حتی یه لبخند تو منو روی ابرا می برد

هیچکس تورو اونجوری که من اسمتو صدا میزدم صدا نمیزنه
کی حاضره که تو هرشرایطی کوتاه بیاد دلت نشکنه
آهنگ قلبتو میشنیدم میخوندم از نگات حرفاتو
کنارت حالم خوب و خوش بود مهم بودم انگار با تو
نبودنت همش گریه شد شور بود طعم رفتنت
غروب جمعه فقط جمعه نیست تمام روزای هفتمه
ندیدی خوبیای منو تو مغرور شدی
هرچقدر که نزدیکتر شدم دور شدی

این خونه بی تو یخ کرده
دستام بی تو چقد سرده
کاش گرمای تو برگرده
اینجا
این خونه بی تو یخ کرده
دستام بی تو چقد سرده
کاش گرمای تو برگرده
بیا

♫♫♫

چرا همه میگن از دل میره وقتی یه نفر از دیده میره
دل من چرا از وقتی نیستی صدبار بیشتر پیشت گیره
تویی که دوتا چشمات میگفت یه روزی نباشم می میره
حالا موندم که چطور هرشب راحت خوابت میگیره

تو صدام پُره درده زمستون نیست ولی هوا سرده
بین اینهمه آدم چشمام دنبالت میگرده
تو به من بد کردیو شکستی قلب مردیو
که هنوز توی تنهاییش منتظره عشقش برگرده

حالا من موندمو شب هایی
که نمیاد صدایی از جایی

حالا من موندمو شب هایی
که پُر شده از تنهایی

این خونه بی تو یخ کرده
دستام بی تو چقد سرده
کاش گرمای تو برگرده
اینجا
این خونه بی تو یخ کرده
دستام بی تو چقد سرده
کاش گرمای تو برگرده
بیا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 24 مهر 1394
 میدونم یه وقتائی دلت برام تنگ میشه



  تو خیابونو نگاه میکنی از، پشت شیشه



  اونکه از پشت درختا میگذره ، شاید منم



    که دارم تنهائی با یاد تو پرسه میزنم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 1 خرداد 1394


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
TextAva.iN
song code